شیر کوهستان رابهتر بشناسیم

این پست تقدیم به بهترینهای کوهستان محمدباقرعیوضی

 

در تهران دانشجو بودم در سال 1350 و به شدت ورزش می کردم،دراوج قهرمانی چند رشته ورزشی بودم.رشته تحصیلیم هم تربیت بدنی بود.ورزشهای سنگینی از جمله کشتی ،بسکتبال و دو و میدانی انجام می دادم ،ولی کوهنوردی و سنگنوردی همه را تحت شعاع خود قرار داد و عشق به آن، به حدی رسید که همه رشته های دیگر را به پایش فدا کردم .

 

 

 اکثر اوقاتم به کوه می رفتم ،دوران ملتهبی بود و کوهنوردی کوله بارش بار سنگینی از سیاست ، فکر ، شعر و شعور بود .از شهر و دیارم دور بودم و عشق به کوه و سمبل شهرمان پراو،هرازگاهی مرا به خود می خواند ، ترک مشق و درس می کردم ، به کرمانشاه می رفتم و به خانه نرفته با کوهیاران قرار می گذاشتم و در پایه پراو پیاده می شدم ، اول به زیارت آن و بعد به شهر وارد می شدم . ذکاتم را به این کوه می دادم و بعد از تخلیه شدن به کاشانه ام می رسیدم و خانواده ام را می دیدم .این عشق و علاقه به پراو باعث شده بود که درتهران همه اش از آن سخن بگویم و سنگش را به سینه بزنم..

 

در گروه کوهنوردی معتبری در تهران رفت وآمد داشتم و با آنها به کوههای البرز می رفتم و آنها داد سر می دادند:"هیمالیا"تازه جرقه ای از رفتن به هیمالیا زده شده بود و تکیه کلام آنها با صدای رسا و کش دادن کلمه"هیمالیا"بود و با این کار هم نفسی چاق می کردند و هم دوستانشان را از وجود خود باخبر می کردند..

پراو-1351

 

من هم درون سینه ام عشق و تعصب پراو را داشتم.عاقبت تاب نیاوردم و بر روی سینه و لباسم نام آن را دوختم و حک کردم .و داد می زدم :

"هیمالیا نیه! پراووه! "

 

و عاقبت افتاد سر زبانها و تکیه کلام شد و" پراووه" سر می دادم و سر دادند،حتی گروهی هم به نام اکیپ پراو راه انداختیم.

یادش بخیر

 

 

 

 

 

 

 

نقش پای رفتگان هموار سازد راه را

 

 

 

 

 


برچسب‌ها: شیر کوهستان15
+ شکوهی ۱۳۹۰/۱۱/۱۴ |