علم کوه

پروازشجاعت می خواهد بال وپربهانه است.

چرا کوهنوردی

چرا کوهنوردی كوهپیمایی وكوهنوردی به هرحال نوعی ورزش به حساب می آیند . حتی کوهپیمایی در دامنه ها ومناطق نه چندان بلند نیز اثر فرحبخش و نشاط انگیز خود را بر تن و جان ما می گذارد . کوهپیمایی از بهترین ورزش ها و تفریح هاست که به خاطر تحرک در هوای آزاد و پاک ، بیشترین تاثیر را در بازسازی بدن دارد.کوهنوردی یک ورزش كامل و مفید است که با وسایل ویژه و آمادگی جسمی و روحی و برنامه ریزی و دانش خاص خودش، اجرا می شود. رسیدن به قله ها علاوه بر آمادگی تن و روان، مستلزم جهت شناسی و نقشه خوانی، هواشناسی، بهمن شناسی، آشنایی با تغذیه و امداد کوهستان و ... است.اما پیش از اینها نیازمند سازماندهی و مدیریت و فوت و فن هدایت گروه است.اما این ورزش نسبت به ورزش های دیگر تفاوت هایی دارد که مهمترین آنها :

 

            ·        دور بودن از چشم مردم و رفاقت به جای رقابت است .

            ·        ورزش کوهنوردی به صورت اصیل آن همیشه به دور از چشم تماشاگران و تشویق آنها بوده است .

            ·        هیچ وقت در پایان کوهنوردی دست یکی را بالا و دیگری را پایین نمی برند . بنابراین جایی برای خود نمایی نمی ماند .

            ·        در این ورزش کسی پای دیگری را قلم نمی کند ، تنه نمی زند .

            ·        اینجا بدون داور و سوت و زنگ ، هیچکس خطا نمی کند و همه به یکدیگر خسته نباشید می گویند .

            ·        بدون هیچ دیدار و آشنایی قبلی همه با هم رفیق اند و سر سفره یکدیگر می نشینند .

            ·        کمک به در راه ماندگان و سرمازدگان، اصلی پذیرفته شده است .

            ·        نشان دادن راه و هشدار دادن خطر یک عادت است .

            ·        به کسی که هیچ گاه او را ندیده ای و شاید در آینده هم هیچ گاه او را نبینی کمک می کنی چرا که کوه چنین ایجاب می کند .

 

پس گزاف نیست اگر بگوییم کوهنوردی مدرسه اخلاق است .

از نظر کسانی که عادت دارند زیبایی برف را از پشت شیشه و از کنار بخاری تماشا کنند ، کوهنوردی نوعی دیوانگی است ، آخر برای چه کسی این همه راه برود ، بار به دوش بکشد ، با دستان کرخ شده و تن سرمازده ساعت ها درون چادر یا جانپناه ، بلرزد ، بی خوابی و کوفتگی را تحمل کند ، سرانجام خسته و تشنه و گرسنه خود را به بالای کوه برساند و به پایین برگردد ؟! کسی که هیچ گاه لذت رسیدن به قله را نچشیده ، کسی که تن به طبیعت نسپرده و با آن انس و الفت پیدا نکرده ، حق دارد چنین بیاندیشد.ما فاتحان خام فتحهای بی فایده نیستیم. حكایت ما، حكایت بازجستن روزگار وصل است. دراین دیرگاه دورماندن از اصل خویش، دراین هجوم تكنولوژی درد سر ساز وجنگ طلب. كوهنوردی عشق به طبیعت است. عشقی به پاكی چشمه سار، به سبزی جنگل، به نیلگونی دریا، به صلابت سنگ، به لطافت گل، به فروتنی خاك، به سپیدی برف، به توفندگی طوفان، به سبكی نسیم وبه سنگینی كوه.  کوهنوردی یک روش زندگی است. روشی که در آن یک سیب بین همه اعضاء گروه تقسیم می شود.روشی که در آن قوی ترین عضو گروه به پای ضعیف ترین راه می رود. راهی که رقابت ندارد که به رهروانش حقوق نمی دهند و ایشان را نیازی به سوت وکف مشوقان درقله نیست. ناجی بی منت یکدیگرند.گروه می سازنند تا دل جوانان به سنگ بند کنند تا به ننگ بند نشود .مزدشان معراج روح است و تشویقشان نوازش باد. قانونشان عشق است و قانون گذارشان معشوق.

عشق به طبیعت، عشق به زندگی است و زندگی تجلی عشق است و مرگ آنجاست كه عشق نیست.كوهنوردی عشق به طبیعت است و عشق به طبیعت، ورزش ما نیست، باور ماست، زندگی ماست. به راستی که کوهنوردی فقط ورزش نیست، کوهنوردی یک روش زندگی است.

+  شنبه 26 تیر1389     شکوهی   |